سيد محمد على ايازى

153

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

گفتار ائمّهء اطهار عليهم السلام حوزه‌هاى مختلفى از علوم را شامل مىشوند و ناظر به عرصه‌هاى مختلف زندگىاند ؛ به همين دليل ، هر چند كه همگان در فهم ابتدايى از حديث برابرند ، امّا با توجه به عمق دانش و بينش آنها ، متفاوت خواهند بود . الف . قواعد اصول فقه از جمله علومى كه براى استنباط احكام شرعى ، مورد استفاده قرار مىگيرد ، « اصول فقه » است كه علاوه بر علّت غايى ، داراى منفعت‌هاى ديگر نيز هست ، از جمله اين كه ، انديشه و ذهن را پرورش مىدهد و به نيروى تعقّل مىافزايد و فرد را نكته‌سنج و دقيق مىكند . بنا بر اين نمىتوان روش آن را به مفاهيم فقهى ، مختصر نمود ؛ بلكه مىتوان در ديگر حوزه‌ها نيز از آن روش و علم استفاده كرد . ملّا صالح نيز از اين علم ، به اندازهء كافى سود برده است و از مباحث الفاظ ، « 1 » حقيقت و مجاز ، « 2 » تبادر « 3 » و . . . در شرح احاديث ، استفاده كرده است . وى همچنين معتقد است كه از نهى در كلام بزرگان دين ، امر به ضدّ آن استفاده مىشود . « 4 » از مباحث ديگر اصول فقه كه ملّا صالح در شرح احاديثْ از آن استفاده كرده ، بحث مفاهيم : وصف ، شرط ، لقب و عدد است . علماى اصول مىگويند : لقب ، مفهوم ندارد و به نظر بيشتر آنها ، عدد نيز مفهوم ندارد . وى از قاعدهء تغليب نيز بهره برده است و در ذيل حديث : « هر آن كه در آسمان و زمين است ، حتّى ماهى دريا ، براى او استغفار مىكند » ، مىگويد : لفظ « مَن » در اين جا ويژهء ذوى العقول نيست و از باب تغليب است . « 5 » از قاعدهء « خصوص السبب لايخصّص عموم الحكم » و از مباحث عام و خاص ،

--> ( 1 ) . ر . ك : همان ، ج 1 ، ص 180 . ( 2 ) . ر . ك : همان ، ص 82 . ( 3 ) . ر . ك : همان ، ص 122 و ج 2 ، ص 80 . ( 4 ) . ر . ك : همان ، ج 2 ، ص 118 . ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 49 .